تاملي بر حساب و كتاب هاي كيهاني!
چگونه ۱۰درصديها؛ ۵۱درصد راي آوردند!؟
روزنامه آقاي شريعتمداري «كيهان» امروز با يك جمع و تفريق بسيار ساده به نتيجه اي درخشان رسيد و آن اينكه " اصلاحطلبان تنها ده درصد راي دارند " و با اين نتيجه گيري تلاش كرد خود را دلداري دهد ازينكه "مشي افراطي گري " كه "شريعتمداران كيهان نشين" طلايه دار و شيفتهي آنند با شكستي مواجه شد كه ميتوان از آن به افتضاح ياد كرد.
اكنون كه "افراط" در جدال با "عقلانيت و اعتدال" خاك شده و رو به اضمحلال ميرود برخي ترجيح ميدهند مقابلهي چند روز پيش خود با آقاي روحاني را فراموش كنند و فعلا "رييس جمهور منتخب" را اصولگرا و از جمع خود معرفي نمايند تا ضمن كم اهميت جلوه دادن اجماع تاريخي اصولگرايان معتدل و ميانه رو با اصلاحطلبان درون نظام، كام تلخ خود را با توهمات شيرين اندكي التيام بخشند و نيز سخني براي مخاطبان خود داشته باشند.
به عنوان نمونه آقاي اسماعيل كوثري نمايندهي محترم مردم تهران روز گذشته طي سخناني گفته است: "توصیهام به آنهایی که سعی میکنند نقش "هاشمی" و "خاتمی" را پررنگ کنند این است که مردم این اظهارات را قبول نمیکنند و بهتر است چنین رویکردی را ادامه ندهند، اصولا باید گفت مردم دیگر به هاشمی و خاتمی اعتماد ندارند."
در حاليكه با مشاركت تمام احزاب، گروهها و شخصيت ها، حماسهي سياسي مورد تاكيد مقام معظم رهبري خلق شد و چشم دنيا به كشور عزيز ما خيره ماند طرح اين تحليلهاي وحدت ستيز، وجهي ندارد.
افزون بر آن، رييس جمهور منتخب در حقيقت نمايندهي تمام ملت است و با در نظر داشتن اولويتهاي نظام و راهبردهاي كلان در حوزهي منافع ملي، به همهي گروهها و احزاب اعم از اصلاح طلب و اصولگرا تعلق دارد و بايد منافع آحاد جامعه را در نظر بگيرد و ما نيز به اين مسئله افتخار ميكنيم كه در مسير انتخاب كسي گام برداشتيم كه به چنين ديدگاهي باور دارد و پايبند است اما اينكه "كيهان و دوستان" اعلام ميكنند اصلاحطلبان تنها از ده درصد پشتوانهي اعتماد عمومي برخوردارند يا مردم ديگر به "هاشمي" و "خاتمي" اعتماد ندارند،سوالات زيادي در ذهن مخاطبان خود ايجاد ميكند كه به سه مورد آن ميپردازيم:
نخست: روزي نيست "جريدهي وزين كيهان" كه از "بيت المال" تغذيه ميكند در صفحهي ۲ و طي مطالبي چون اخبار ويژه، ستون گفت و شنود يا سخن سردبير به اصلاحطلبان نتازد و تمام اين طيف را به چوب خيانت نراند و رهبران و بزرگانشان را - بي توجه به سابقه شان در نظام و انقلاب - كذا و كذا نخواند.
سوال اصلي اينجاست كه اينهمه هزينهي مالي و فكري براي تخريب و تخطئهي گروهي كه توان جلب آراي تنها ده درصد از مردم را دارد آيا با قانون "هزينه و فايده" همخواني دارد ؟ آيا بهتر نيست "كيهان" اين "اقليت بيمقدار و كمشمار !! " را به حال خود رها كند تا خود به خود و بدون صرف هزينههاي گزاف به بوتهي فراموشي سپرده شوند؟
اين توان مالي و تبليغاتي را معمولا براي كنار زدن مخالفان قدرتمند و داراي پتانسيل بالاي اقبال عمومي صرف ميكنند نه مخالفاني كه قادرند تنها ده درصد از راي مردم را به خود اختصاص دهند و تلف كردن اين هزينه ها، فقط بخاطر رقباي ده درصدي، دور از خردمندي است.
سوال دوم: آقاي روحاني كانديداي مورد توافق و حمايت آقايان "هاشمي" و "خاتمي" بود.هيچكدام از احزاب اصولگرا و در راس آن "جامعتين" از آقاي روحاني اعلام حمايت نكردند بلكه بر عكس برخي مطبوعات اين طيف با احتياط از اينكه آقاي "روحاني" مورد حمايت شحصيتهاي اصلاح طلب بوده حملاتي را نسبت به او تدارك ميديدند.
عليرغم اين اتفاقات، ايشان پيروز انتخابات شدند كه تحليل گران بي طرف اين پيروزي را مرهون "اجماع نيروهاي معتدل" و حمايت قاطع شخصيت هايي چون "هاشمي، خاتمي، سيد حسن خميني، علي مطهري" و...... ميدانند.
سوال اينجاست كه آقاي كوثري بر چه مبنايي ميگويند مردم به "هاشمي و خاتمي" اعتماد ندارند و مرادشان از "مردم" دقيقا چيست؟ همچنين وقتي كانديداي مورد حمايت اين دو شخصيت طراز اول نظام، شگفتي ساز ميشود اگر حود آقايان "هاشمي و خاتمي" كانديدا ميشدند چه اتفاقي رقم ميخورد؟
سوال سوم: معمولا به هر انتخاباتي كه نزديك ميشويم از "رياستجمهوري" و "مجلس" گرفته تا "شورا"ها و حتي "نظام پزشكي" روزنامهي "كيهان" باكي ندارد از اينكه بي محابا تلاش كند كه كانديداهاي وابسته به جريان اصلاحطلب ردصلاحيت شوند و نهايتا نيروهاي ضعيف و درجهي دو يا سه اين طيف مجوز شركت در رقابتهاي انتخاباتي را كسب كنند تا هم پيروزي كساني كه "كيهان" بدانها علاقمند است پيش از راي گيري تضمين گردد و هم پس از راي گيري، "كيهاننشينان و كيهانيانديشان" به خود ببالند در صور خود بدمند كه انتخابات با حضور فعال كانديداهاي "گروه رقيب" برگزار شد و ما موفق به شكست "شير بي يال و دم و اشكم" شديم!!
اين روش نيز با نظر امروز "كيهان" كه "اصلاحطلبان" توان جلب آراي تنها ده درصد را دارند، همخواني ندارد و هيچ عقل و منطقي نمي پذيرد كه با تمام توان كانديداهاي رقيبي را به دلايل فراقانوني و غير قابل پذيرش رد صلاحيت كنيد كه تنها ده درصد راي دارند. كوتاه سخن اينكه مخاطبان ناچارند اين "حساب و كتاب" كيهان را در كنار پيش بينيها و تحليلهاي اخيرش بگذارند و بي تفاوت از كنارش بگذرند.
آقاي شريعتمداري دوماه پيش گفته بود هاشمي نمي آيد و هاشمي آمد. گفت هاشمي از هيچكدام از ۸ كانديدا حمايت نميكند ولي هاشمي از آقاي روحاني حمايت قاطع به عمل آورد. گفت اصولگراها پيروزند و نشد. سخنان امروز او در كيهان نيز ازين سنخاند.
محمد باقر محسني ساروي - كاسپين نيوز
منبع:baharnews.ir
سید محمد خاتمی: به دکتر روحانی تبریک می گویم، از عارف تشکر می کنم/ دکتر روحانی رئیس جمهور همه است/ مواظب باشیم شتاب زدگی نکنیم که توقعات بیجا از دولت پیدا نکنیم/ اینکه رهبر گرامی گفتند "رأی مردم حق الناس است" یاد جمله امام افتادم
انتخاب : اعضای هیأت رئیسه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با سید محمد خاتمی دیدار کردند و با بیان مطالب و دغدغه های خود خواستار انتقال این مطالب به رئیس جمهوری منتخب شدند.
سید محمد خاتمی نیز پس از استماع مطالب دانشجویان، سخنان مهمی را در خصوص انتخابات، آینده گفتمان اصلاح طلبی، سخنان اخیر مقام معظم رهبری، انتظارات از دولت آینده و ضرورت پافشاری بر اجرای قانون توسط رئیس جمهور بیان کرد.
خاتمی در این نشست گفت: آقای روحانی شخصیت شناخته شده، توانا، خوب، امتحان داده، مورد احترام و دارای مواضع روشن است که ما هم همین را می خواهیم.
اگر یکی از کسانی که اصلاح امور را می خواست اما اصولگرا بود و می دانستیم اهداف ما را پیگری می کند؛ از او هم حمایت می کردیم.
زیرا ما گفتمان مان را می خواهیم، ما می خواهیم مملکتمان نجات یاید، ما می خواهیم کشورمان در دنیا جایگاه خود را پیدا کند و جایگاه مردم ما در جهان ارتقاء یابد، فضای امنیتی در کشور به فضای سیاسی مطلوب تبدیل شود. به فضایی تبدیل شود که همه حرف بزنند و قانون اساسی بطور کامل اجرا شود که در این زمینه صحبت خواهم کرد.
متن سخنان سید محمد خاتمی را در ادامه بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
اولا خیلی خوشحالم که شما را می بینم. این مطالبی که شما می گویید نشانه پختگی و بلوغ شماست و نشان می دهد شما می توانید از افکارعمومی – که بعضا اظهار می شود و بعضا در دلها نهفته است و اگر زمینه فراهم شود با شکوه خود را نشان دهد-نمایندگی کنید.
در عین دلسوزی برای کشور و انقلاب و مردم خواستار تحول در همه عرصه های سیاسی و اقتصادی جامعه هتسد و این مسیر را موجب تقویت نظام می دانید؛ نه افکاری که به نام دفاع از ارزشها بزرگترین لطمه را به نظام و انقلاب و کشور می زند.
مطالب شما که لب اصلاح طلبی واقعی است را وقتی می شنوم خوشحال می شوم. می دانم که در این سالها و بخصوص ۸ سال اخیر خیلی سختی کشیدید و می دانم که حاضر نیستید دست از انقلاب و مصالح کشورتان بردارید و در عین حال از آنچه می گذشت و می گذرد ناراضی هستید و می خواهید در راستای همان ارزشها اوضاع تحول یابد.
من بارها گفته ام که انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران بقیه السلف جریان اصیل دانشجویی است که دلش برای انقلاب و کشور می سوزد و هم از بسیاری روندها ناراضی است وتا امروز دوام یافته است. امروز بسیاری از جمع های اینچنینی احساس امید می کنند.
من بارها با دانشجویان صحبت کرده ام و با شما هم صحبت کرده و در آینده هم در صورت مساعد بودن فضا صحبت خواهیم کرد که چطور از اصول منحرف نشویم و چطور به سمت آرمانها حرکت کنیم.
خوشحالم که خداوند در این ایام شعبان که پر از رحمت و برکت الهی است و درهای رحمتش به روی بندگان باز است و در اعیاد بزرگی که داریم بخصوص در آستانه سال روز ولادت حضرت بقیه الله(عج) هستیم و میلاد امام حسین(عج)، حضرت ابوالفضل(ع) و امام سجاد(ع) را پشت سر گذاشتیم، خداوند یک شادی دیگر هم نصیب ما کرد که آن برگزاری یک انتخابات پرشور بود.
گرچه موانع زیادی در این انتخابات بود اما زمینه ای پیش آمد که مردم حضور پرشور یافتند. این انتخابات واقعا حماسه شد و حماسه ای که رهبری می خواستند محقق شد. گرچه کسانی بودند که نمی خواهم بگویم با سوء نیست، اما نمی خواستند حماسه محقق شود.
الحق به محض اینکه آقای هاشمی آمد احساس کردیم انفجار امید و حرکتی در جامعه ایجاد شد که اگر ادامه می یافت، اتفاقی شکوهمندتر از آنچه اتفاق افتاد رخ می داد. زیرا عملا ردصلاحیت ایشان می توانست جلوی حماسه را بگیرد، اما برکت حضور مردم و هوشمندی همه-بخصوص شما جوانان و کسانی که به آینده ممکلت چشم دوخته اند- همه حضور یافتند و انتخاباتی پرشور برگزار شد.
من وقتی که به آراء نگاه می کنم –از روستاها تا شرهای بزرگ، از کارگر و کشاورز تا استاد دانشگاه- می بینم تمام آنها یک حرف را می زنند این نشانه رشد و بلوغ جامعه ماست.
یعنی حرف اصلاح طلبی واقع گراست که ما جز انتخابات راه دیگری نداریم و با وجود مشکلات، بدیلی برای انتخابات نداریم و بدیل آن خطرناک است. البته انتخابات باید مطلوب تر باشد و همه بتوانند در آن حضور یابند. اما اینکه بخش زیادی از مردم با وجود عدم تمایل برخی و نپسندیدن آنها در انتخابات حضور پیدا کردند، خیلی مهم است. یعنی ما با وجود آن نخواستن های دیگران حضور پیدا کردیم و خودمان را محروم نکردیم.
من نمی خواهم جامعه را به اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب تقسیم کنم؛ اما گفتمان اصلاح طلبی واقعیتی است که بخصوص در این سالها بشدت مورد تخریب قرار گرفت؛ از طریق تخریب شخصیتهای اصلاح طلب یا افراد عاقل. بعد از چند سال بمباران گفتمان اصلاح طلبی، مردم نشان دادند گفتمان اصلاح طلبی را می پذیرند؛ البته حرف من فقط اصلاح طلبان نیست، منظورم گفتمان است.
در دل این گفتمان اعتدال و بهره گیری از همه نیروها در کشور نهفته است. گفتمان اصلاحات گفتمانی است که می کوشید سیاست را اخلاقی کند و نه اینکه دین و اخلاق را سیاسی کند و سیاست را نظرگاه تنگ گروههای خاصی بداند. این گفتمان از نظر اصلاحات درست نیست و بر اساس نظر اصلاحات سیاست باید در خدمت اخلاق و دین باشد.
از جمله مسائلی که در جریان انتخابات مشخص شد، وجهه اخلاقی اصلاحات بود. یعنی کاری که آقای عارف کرد و الحمدلله بهره اش را هم برد و در افکار عمومی بروز وظهور بیشتری یافت، از نمونه های آن بود.
من در سال ۸۷ که بحث انتخابات بود و به رغم بی میلی وارد شدم و با ورود جناب آقای مهندس موسوی بلافاصله و بدون هیچ تردیدی اعلام کردم که کنار می روم. زیرا ما به فکر موفقیت گفتمان اصلاحات و حفظ منافع مملکت هستیم و می خواهیم اوضاع کشور بهبود یابد. بنابراین چرا به دنبال قدرت بیاییم و گروهها را از هم بپاشانیم؟
من خدا را شکر می کنم و از این وضع ناراضی نیستیم. من فکر می کنم در این دوره انتخابات از طریق اصلاح طلبان و آقای عارف به وضع بهتری رسیدیم. من فکر می کنم در دینی شدن سیاست -با دیدگاههای باز- می توانیم بحث های زیادی کنیم و خواهیم کرد و به موفقیت های بزرگی در این زمینه رسیدیم.
در این انتخابات معلوم شد شد که مردم چه می خواهند و راه نجات مملکت کدام راه است. این کار با آرام ترین راه انجام شد؛ ما آرام ترین انتخابات را داشتیم؛ در عین نگرانی ها و دلهره ها مردم نشان دادند که رشید هستند و راه خودشان را می خواهند و نشان دادند نظام را می خواهند، نه تغییر نظام را، ولی از اوضاع راضی نیستند.
آقای روحانی شخصیت شناخته شده، توانا، خوب، امتحان داده، مورد احترام و دارای مواضع روشن است که ما هم همین را می خواهیم. اگر یکی از کسانی که اصلاح امور را می خواست اما اصولگرا بود و می دانستیم اهداف ما را پیگری می کند؛ از او هم حمایت می کردیم. زیرا ما گفتمان مان را می خواهیم، ما می خواهیم مملکتمان نجات یاید، ما می خواهیم کشورمان در دنیا جایگاه خود را پیدا کند و جایگاه مردم ما در جهان ارتقاء یابد، فضای امنیتی در کشور به فضای سیاسی مطلوب تبدیل شود. به فضایی تبدیل شود که همه حرف بزنند و قانون اساسی بطور کامل اجرا شود که در این زمینه صحبت خواهم کرد.
آقای دکتر روحانی امروز با رأی قاطع شما و به رغم فضای رسمی توانسته است رأی مردم را بگیرد و حرف ایشان درست است؛ امروز آقای دکتر روحانی رئیس جمهور همه کشور است؛ حتی همه آنهایی که به او رأی نداده اند. اصلا جای نگرانی نیست! رئیس جمهوری می خواهیم که رئیس جمهور همه باشد و البته باید از همه نیروهای کاردان، عاقل، توانا و مورد اطمینان از هر جناح باید استفاده کند.
خدا را سپاسگزارم که اصلاح طلبی رشد و اخلاق خود را نشان داد و با تمام وجود در صحنه تأثیرگذار بود، از هیچ کس هم سهم خواهی نداریم؛ می خواهیم کشورمان پیشرفت کند....
... در درجه اول من از جناب آقای دکتر روحانی تشکر می کنم که بحث آزادی و بازگشایی و تأسیس انجمن ها را مطرح کردند و در درجه اول می خواهم که همین انجمن هایی که الان هستند به راحتی بتوانند حرفشان را بزنند تا فضا برای دیگران باز شود.
یک رویه هایی در کشور ایجاد شده که با کمال تأسف به عنوان گفتمان انقلاب مطرح شده است و گویی بقیه ضدانقلاب هستند. نه! اتفاقا ما از انقلاب دفاع می کنیم. اینکه رهبر گرامی در روز انتخابات می گویند کسانی که مخالف نظام هستند هم بیایند رأی دهند، من این را سیاست کلی می دانم؛ نه آنکه برخی می گویند هر مخالفی باید نابود شود و به تمام افراد باسابقه با تهمت جاسوسی کوبیده شوند.
اگر ما یکر روز گفتیم زنده باد مخالف من، می بینیم که رویکرد نظام همین است. یعنی آقای مخالف! خانم مخالف! تو یا رأی بده، تو هم شهروند این کشور هستی و حق داری؛ تو هم باید مورد احترام باشی؛ تو هم باید در سرنوشت شرکت کنی! این رویکرد بسیار جالبی است. وقتی گفته می شود رأی مردم حق الناس است و این از حق الله بااهمیت تر است، آدم یاد جمله امام می افتد که گفت«میزان رأی ملت است».
پس بنابراین نباید بگوییم در جهات کلی مشکل داریم؛ بیاییم مشکلات و انحرافات را جبران کنیم و همه چیز را سر جای خودش برگردانیم. البته مسائل اقتصادی و فرهنگی بسیار مهم است. من از سخنان شما تشکر می کنم و می خواهم به عنوان یک جمع قابل اعتماد با آقای روحانی هم نظراتتان را در میان بگذارید و ایشان کسی بهتر از شما پیدا نمی کند که بتوانند دغدغه ها را بیان کنند. شما بروید و دغدغه ها و خواسته هایتان را مطرح کنید و بگویید انتطار خاصی هم ندارید که شما هم بکار گرفته شوید.
مطالب آقای روحانی مطالب بسیار خوب و پخته و تأمین کننده خواسته های ما است و نیز با کمال شجاعت و قاطعیت گفته است که من پایند آنها هستم. ما باید بیان کننده مطالبات مردم باشیم-که می گویم چگونه باید بیان کننده آنها باشیم- و سعی کنیم این مطالبات را در مسیر معقول تر و واقع بینانه پیگیری کنیم.
اینکه می گوییم فضا باید باز شود یعنی ما می توانیم واسطه خوبی برای شکل دادن و هدایت کردن و التیام افکار عمومی باشیم و مطالبات عمومی را به دولت منتقل کنیم. اصلا جامعه مدنی ینعی بودن نهادهای واسطه میان مردم و حکومت؛ نه حکومت ارباب مطلقق مردم است و نه مردم توقع بیجا از حکومت داشته باشند.
جامعه مدنی هم مطالبات را مطرح می کنند وهم از حکومت می خواهد که آنها را انجام دهد. ما می خواهیم در میان مردم باشیم و نماینده مطالبات آنها باشیم و البته حمایت کننده دولتی باشیم که نماینده آنهاست.
مواظب باشیم شتاب زدگی نکنیم که توقعات بیجا از دولت ایجاد نشود؛ دولت معجزه نمی تواند بکند. فقط می گوییم اگر مردم برای حفظ نظام از تغییر می گویند، رویکردها تغییر کند و اندک اندک پیش برویم. فردا تورم و بیکاری ویران کننده از بین نخواهد رفت و روابط خارجی اصلاح نخواهد
نباید این توقعات را داشته باشیم و در آن صورت کسانی که شکست خوردند نماینده مطالبات افراطی و فشارآورنده به دولت خواهند بود. رئیس جمهور رئیس جمهور کشور است و در یک چارچوب کار می کند. ما یکسری اسناد و قوانین بالادستی داریم. در قانون اساسی رئیس جمهور فقط رئیس دولت نیست، بلکه مجری قانون است؛ که البته بعضی ها این را قبول ندارند و باید مقابل آنها ایستاد.
....خوشبختانه دکتر روحانی گفتند که من مجری قانون اساسی هستم؛ باید روی این اصل ایستاد و در چارچوب سیاستهای کلی باید عمل کرد. باید حق سخن گفتن مخالف و اینکه میزان رأی ملت است باید به رسمیت شناخته شود. سند چشم انداز بیست ساله افتخار ماست که متأسفانه نه تنها در جهت آن گام برنداشته ایم، بلکه کنار گذاشته شده است و آقای روحانی باید تلاش کند این قطار را روی ریل خودش برگرداند و جبران ۸ سال را کند وسرعت ببیشتری هم بدهد؛ زیرا رقبای ما در منطقه با سرعت در حال حرکت هستند.
رئیس جمهور باید در چهارچوب اسناد بالادستی کار کند. من عرض بکنم؛ رئیس جمهوری موفق خواهد بود که با رهبری هماهنگ باشد..
به صراحت بگویم؛ تمام دستگاهها باید با رئیس جمهوری که نماینده مطالبات مردم است هماهنگ باشند. نمی گوییم از حقوقشان بگذرند، اما مردم از رئیس جمهور در زمینه های مختلف مطالبه دارند و باید با اراده ملی هماهنگ بود. البته او هم باید طبق قانون عمل کنند. هماهنگی رئیس جمهوری با رهبری و هماهنگی نهادها با وی باید یاشد.
... همه باید دست به دست هم دهیم، الان که افقی به روی آبنده باز شده مشکلات جبران شود. فضا برای کار، تولید و سیاست خارجی خوب باز شود. می توان اصول را حفظ کرد، اما فشارها روی ملت کم شود. الان با یک انتخاب مردم و یک فضای روانی هم در داخل شاهد کاهش فشار و کم شدن قیمت ارز هستیم و هم در خارج، زمینه های ایجاد می شود که امیدوار می شویم. اگر این ها در عمل هم محقق شود باعث خوشحالی مردم است.
من در درجه اول دست یکایک این ملت بزرگوار را می فشارم و از حضور شگفت انگیز آنها تشکر می کنم. همچنین تبریک می گویم به نماینده منتخب مردم جناب آقای دکتر روحانی و برایشان موفقیت آرزو می کنم و همه را به همکاری با ایشان فرا می خوانم. از روستاییان، زنان، بخصوص جوانان، مردان، جریانات گفتمان اصلاح طلبی-نمی خواهم دسته بندی کنم- و... تشکر می کنم.
در هفته های اخیر مردم شعار ائتلاف می دادند و از همه بخصوص آقای عارف که اجماع را ایجاد کردند، تشکر می کنم. یکدفعه جریانی شکل گرفت که تا عمق روستاها هم رفت. من از همه آنها بخصوص جوانان قدردانی می کنم.
خدا را شکر می کنم که نتیجه انتخابات آمدن جنابی آقای روحانی بود؛ با مواضع منطقی که دارند. آقای روحانی هم باید از تمام جریانات استفاده کند؛ امروز روز تقابل نیست، روز همدلی است. فقط و فقط ما باید سعی کنیم افراط گری و تنگ نظری-از هر طرف- میدان دار نباشد.
همه در صحنه بیایند و کار و تلاش کنند؛ ما هم چیزی جز اجرای ضوابط قانونی برای مردم، کارآفرینان، طبقه متوسط و... نمی خواهیم. باید مردم از بیکاری و مشکلات معیشتی نجات یابند. باید فضا باز شود و کسانی برای اظهارنظر مورد فشار قرار نگیرند.
ما چیزی جز آنچه آقای دکتر روحانی در اظهاراتشان گفتند نمی خواهیم. اما توقع داریم که با جدیت پیگیری شود و از ملت می خواهیم صبور و واقع بین باشند. در میان مطالباتی که هست اولویت ها را در نظر بگیرید. اگر دولت یک اولولیتی را تشخیص دهد، هماهنگی و همراهی کنید. انتظار نداشته باشید یک شبه تمام مطالبات ما تحقق یاید. همین که جو عوض شود و مردم بدانند در جهت مطالبات آنها گام برداشته می شود مردم صبر و همراهی می کنند.
من از همه کاندیداهایی که در عرصه بودند و همه کسانی که پای صندوق آمدند-به هرکس که رأی دادند- تشکر می کنم؛ همه در آفریدن حماسه نقش داشتند. اما رئیس جمهور دارای گفتمان، مطالبات و دیدگاههای ویژه است که از مردم رأی گرفته است و همه باید کمک کنیم که پیش برود و در عین حال مراقبت کنیم که از این خواسته ها انحراف ایجاد نشود.
در پایان لازم می دانم از قهرمانان افتخار آفرین فوتبال تشکر کنم که با همت مضاعف و تلاش ارزنده، جشن شادی مردم را کامل کردند و ایران برای چهارمین بار به جام جهانی راه یافت. از همه دست اندرکاران تیم فوتبال بخصوص بازیکنان عزیز تشکر می کنم./انتخاب
پيام تبريک آيت الله صانعی به حسن روحانی
آيت الله صانعی از مراجع تقلید شیعه در پیامی، پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری را تبریک گفت.
متن این پیام به این شرح است:
باسمه تعالی
« وَأَ لَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لاََسْقَيْنَاهُم مَاءً غَدَقاً »
برادر مکرم جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر حسن روحانی (دام عزّه و توفیقه)
رئیس جمهور منتخب ملت شریف ایران
سلام علیکم؛
حضور آگاهانه، و مقتدرانه و با شکوه مردم فهیم و قدرشناس کشور عزیزمان ایران در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در روز 24 خرداد از یک سو موجب دلگرمی مضاعف همه دوستداران عدالت و آزادی و سربلندی میهن اسلامی و از سوی دیگر باعث یأس و سرخوردگی دشمنان آن گردید.
نتیجه شیرین انتخاب مقتدرانه و معنادار حضرتعالی به عنوان رئیس جمهور منتخب بیانگر زمان شناسی، شور و شعور و خواست ملت در انتخاب اعتدال، اخلاق، آزادی های قانونی و مشروع در جهت نفی هرگونه ظلم و ستم و بی عدالتی است.
اینجانب ضمن تبریک این انتخاب شایسته به حضرتعالی و تشکر وافر از حضور مردم عزیز و تصمیم سنجیده و ایثارگری جناب آقای دکتر عارف (دام عزّه العالی) نکاتی را متذکر می شوم.
1-از حضرتعالی که از سابقون در انقلاب هستید انتظار می رود که در تدوین برنامه های دولت با توجه به هدایت های امام امت (سلام الله علیه) و عنصر زمان و مکان و اجتهاد پویا زمینه بالندگی هرچه بیشتر فقه اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) را فراهم آورید.
2-باید توجه داشت که میزان بودن رأی مردم؛ خاص ایام انتخابات و حضور در پای صندوق ها نیست بلکه رأی، نظر و رضایت مردم در تمام دورانی که شما به عنوان رئیس جمهور ملت متصدی امور هستید باید نافذ و به عنوان میزان و ملاک و یک عنصر تأثیر گزار مورد توجه باشد.
3-امروز از مشکلات اساسی این مملکت تورم، بیکاری و فقر و سایر ناهنجاری های اجتماعی ناشی از آن و بی توجهی به ارزش های اخلاقی است از این رو انتظار قاطبه ی ملت از حضرتعالی آن است که ضمن توجه جدی به نهادینه کردن اخلاق اسلامی در جامعه، زمینه سازی زوال و از بین رفتن فرهنگ دروغ، تهمت، تخریب، خرافات و موهومات که متأسفانه خسارات زیادی به جامعه اسلامی و ارزش های متعالی آن وارد کرده است فراهم گردد.
4-انتظار به حق و شایسته ملت آن است که عقلانیت، تدبیر و اعتدال وجه غالب و رویکرد اساسی در حل معضلات و مشکلات داخلی و خارجی باشد، طبعاً در این صورت نه تنها راه بر بهانه جویان مسدود خواهد شد بلکه همراهی ملت را (حتی در صورت وجود مشکلات احتمالی) به همراه خواهد داشت.
5-دفاع از حقوق و آزادی های مشروع و حق آزادی بیان، قلم و انتقاد که موجب پیشرفت یک جامعه و مانع بزرگی بر سر راه خودکامگی، فساد، تبعیض می باشد هرچه بیشتر باید مورد نظر و حمایت قرار گیرد.
6-رأی ملت به حضرتعالی سرمایه ارزشمند است که در صورت پاسداشت آن به بزرگترین سرمایه معنوی دنیا و آخرتتان تبدیل خواهد شد و ناگفته پیداست که در تحقق این پیروزی زحمات نخبگان، اندیشمندان، دانشگاهیان و به خصوص آنانیکه دردفاع از حقوق ملّت دچار محدودیتها گردیده اند تأثیر به سزایی داشته و دارد.
اینجانب در پایان ضمن تبریک مجدد انتخاب شما به عنوان رئیس جمهور، دوام و کمال توفیقتان را در خدمت به مردم از درگاه حضرت احدیت مسألت می نمایم و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمین.
قم المقدسه ـ یوسف صانعی
28 خرداد 1392
عصرایران
تماس تلفنی سیدمحمد خاتمی با حسن روحانی
انتخاب نوشت:
پس از پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، سید محمد خاتمی یکی از اولین افرادی بوده که به صورت تلفنی به روحانی تبریک گفته است.
خاتمی در این تماس برای روحانی آرزوی موفقیت کرده است. روحانی نیز در این تماس نسبتاً طولانی، از رییس جمهور سابق کشورمان تشکر کرده است.
اما یکی از روزنامه ها، مدعی شده «خاتمی حاضر نیست به منتخب مردم تبریک بگوید».
درخواست سران گروه هشت از حسن روحانی
خبرگزاری نووستی گزارش داد: در بیانیه پایانی نشست سران گروه هشت که در ایرلند شمالی برگزار شد، آمده است: انتخاب رییسجمهور روحانی را گرامی میداریم و از ایران میخواهیم از این فرصت برای غلبه بر اختلافات با جامعه جهانی استفاده کند.
بنا بر گزارش خبرگزاری ترند، در این بیانیه آمده است: ما بار دیگر از ایران میخواهیم به طور کامل و با سرعت عمل تعهدات بین المللیاش را آغاز کند. ما از جامعه بینالمللی میخواهیم اجرای کامل تحریمهای سازمان ملل را تضمین کند.
بنا بر این گزارش، سران گروه هشت از ایران خواستند به همه سوالات درباره برنامه هستهییاش پاسخ دهد و وضعیت حقوق بشر را بهبود بخشد.
آنها به علاوه از دولت ایران خواستند مذاکرات در چارچوب گروه شش را جدی بگیرد.
پوتین از احتمال شرکت احمدینژاد در همایش صادرکنندگان گاز خبر داد
ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه با اعلام این که احتمالا محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران برای شرکت در همایش کشورهای صادرکننده گاز به مسکو سفر کند، اظهار کرد که آماده است مساله هستهیی را با وی مورد بررسی قرار دهد.
بنا بر گزارش خبرگزاری "نووستی" همایش کشورهای صادر کننده گاز قرار است در روزهای 1 و 2 ماه ژوئیه (10 و 11 تیرماه) در مسکو برگزار شود.
رییس جمهور روسیه گفت: من امیدوارم که بحث در خصوص مساله هستهیی ایران با مقامات این کشور ادامه یابد. محمود احمدی نژاد به زودی برای شرکت در همایش گاز وارد مسکو میشود و البته من این موضوع را با وی مورد بررسی قرار می دهم.
ایسنا
اروپا چگونه به معارضان سوری کمک میکند/۲
نشست محرمانه معارضان سوری با افسران آمریکایی در اردن/ پیام سعودیها به آمریکا
به گزارش فارس، پایگاه خبری لبنانی «المنار» در مجموعه مقالاتی به قلم «نضال حماده» تلاش میکند، نحوه تعامل غرب با معارضان سوری را بررسی کند. بخش اول این مجموعه مقالات به تعامل سیاسی غرب به ویژه فرانسه به عنوان مسئول پرونده سوریه در غرب با معارضان سوری پرداخت تا بخش دوم آن به «دیدگاه و نگرش نظامی» غرب به معارضان بپردازد.
حماده در این باره مینویسد: منابع آگاه در میان معارضان سوری به نشستهای سری و محرمانهای اشاره میکنند که هفته گذشته در «امان» پایتخت اردن میان افسران معارض سوری با افسران آمریکایی برگذار شد تا اوضاع میدانی سوریه را بررسی کنند.
گفته شده است که هیئت معارضان سوری متشکل از افسران جدا شده از ارتش سوریه و برخی از فرماندهان میدانی گروههای مسلح سوری بودهاند که با خود نقشهای نظامی برای سقوط دمشق داشتند و از این حیث خواستار مجهز کردن گروههای مسلح به سلاحهای کیفی و پیشرفته از جمله موشکهای حرارتی از نسل سوم و موشکهای مدرن ضد هواپیما بودند. آنها همچنین نقشه برخی از پایگاهها و نقاط نظامی ارتش سوریه را ارائه داده و از طرف آمریکایی خواستند تا جنگندههای ناتو این نقاط را بمباران کند.
اما در مقابل هیئت آمریکایی از افسران و فرماندهان گروههای تروریستی مسلح سوری خواسته تا این نقشهها و خواستهها و مطالبات را فراموش کنند و به جای آن نقشه دقیق و مشروح پراکندگی مناطق شهری و شهرکها و روستاهایی که گروه «جبهه النصره» بر آنها تسلط دارند، را به آنها ارائه دهند، چون پیش از هر اقدامی باید از شر «جبهه النصره» خلاص یافت.
این موضع امریکا هنوز موضع ثابتی نیست، بلکه در معرض فشارهای بسیار فرانسه و انگلیس قرار دارد، افزون بر اینکه در این راه نمیتوان فشارهای عربستان سعودی را نیز نادیده گرفت که تلاش دارد، موضع آمریکا در برابر «جبهه النصره» را به هر طریق ممکن تغییر دهد، به ویژه آنکه سعودیها به واشنگتن پیغام دادهاند که ریاض نمیتواند، پیروزی حزب الله در سوریه را تحمل کند، چون این پیروزیها «جنبش الحوثی» یمن که جنبشی شیعی است را به پیاده کردن و استفاده از تجربه حزب الله لبنان در آینده نزدیک وامیدارد.
این درحالی است که مناقشه و بحث و گفتوگوهای جاری در دولت آمریکا درباره لزوم مسلح کردن معارضان سوری با وجود تمام جار و جنجالهای رسانهای به نتیجهای نرسیده و در صورتیکه معارضان و هم پیمانان آنها در انتظار تصویب این موضوع در کنگره آمریکا هستند، باید در انتظار بمانند. این نشان میدهد که جامعه بین المللی در برابر دور باطلی از عدم شفافیت و وضوح استراتژی آمریکا در سوریه و بحران آن قرار دارد.
اروپا موضع واحد و یکپارچهای در برابر قضیه مسلح کردن معارضان سوری ندارد، در حالیکه فرانسه و انگلیس اقدام به مسلح کردن معارضان سوری به عنوان سلاحها به ویژه موشکهای مدرن ضد هواپیما میکنند و بر ادامه ارائه کمکهای تسلیحاتی به معارضان سوری تاکید دارند، آلمان به شدت مخالف مسلح کردن گروههای مسلح در سوریه است.
«گیدو وستر وله»، وزیر خارجه آلمان به صراحت اعلام کرد که برخی از معارضان سوری تنها خواهان سرنگونی دمشق نیستند، بلکه روی به سوی «بیت المقدس» دارند و نباید معارضان مسلح سوری را مسلح کرد، چون هیچ تضمینی وجود ندارد که این سلاحها به ویژه موشکهای مدرن ضد هواپیما به اشتباه و در جای نادرست مورد استفاده قرار نگیرند، به عنوان مثال تهدیدی علیه رژیم صهیونیستی تشکیل دهند و یا علیه هواپیماهای مسافربری استفاده شوند.
آلمان این موضع را درحالی در سوریه اتخاذ میکند که پیشتر آن را در لیبی اتخاذ کرده بود، چون میدانست که فرانسه و انگلیس تلاش دارند، این مناطق را به دوره پیش از استعمار پس از جنگ جهانی دوم باز گردانند و از قدرت نظامی خود در برابر تفوق و برتری اقتصادی آلمان و مقابله با افزایش نفوذ آلمان در اروپا و عرصه بین المللی استفاده کنند.
فرانسه و انگلیس در حمایت از گروههای معارض مسلح سوری از نقشه و برنامه دراز مدتی تبعیت میکند که در تامین سلاحهای مورد نیاز معارضان از ذخایر تسلیحاتی کشور لیبی نمود پیدا میکند که پیشتر زرادخانههای «معمر قذافی»، دیکتاتور معدوم لیبی را تشکیل میداد و در این راه افسران فرانسوی و انگلیسی اقدام به آموزش عناصر مسلح سوری در اردن و پایگاههای نظامی انگلیس در خلیج فارس میکنند. همچنین اتاقهای عملیات غربی در ترکیه تشکیل شده که اقدام به هدایت و اداره عملیاتهای مسلحانه گروههای تروریستی مسلح در سوریه میکنند و در آن افسران فرانسوی و انگلیسی حضور فعال دارند.
غیر از آن فرانسه به طور مشخص اقدام به مجهز کردن گروههای مسلح به دستگاههای ارتباطی و رصد و کنترل پیشرفته و مرتبط با ماهوارهها میکند. مهمترین ویژگی این دستگاهها مشخص کردن موقعیت پراکندگی و استقرار ارتش سوریه و نقاط نظامی و مراکز کنترل و بازرسی آنها میکند که گروههای مسلح باید از آنها دوری کنند و یا مسیرهایی است که ارتش سوریه در آنجا حضور دارد و گروههای تروریستی مسلح نباید از آنها برای تردد استفاده کنند.
تاکنون تمام وعدههای فرانسه و انگلیس درباره مجهز کردن گروههای مسلح سوری به موشکهای ضد هواپیما در حد حرف بوده که از زبان مسئولان فرانسوی و انگلیسی مطرح شد و این گروه موسوم به «ائتلاف معارضان سوریه» را به شدت خشمگین کرده و موجب شده تا آنها این موضعگیری فرانسوی و انگلیسی را دروغی بیش ندانند. در این ارتباط فیلمی در شبکه «یوتیوب» پخش شده که نشان میدهد، «اریک شوالیه»، سفیر فرانسه در سوریه چگونه به معارضان سوری حاضر در نشست استانبول توهین و آنها را تهدید به قطع کمکهای نظامی میکند.
در این فیلم صدای «عبدالهادی سطیفو»، یکی از اعضای ائتلاف معارضان سوریه شنیده میشود که پس از خروج سفیر فرانسه از نشست میگوید: «او در خصوص چه چیز ما را تهدید میکرد، اصلا سلاح او کجاست که بخواهد آن را قطع کند. او چه سلاحی به ما داده که بخواهد آن را بگیرد»./فارس
با رفتن به جبهه مخالفان اسد
حماس با حزب الله و ایران خداحافظی کرد؟
دیپلماسی ایرانی: جنبش مقاومت اسلامی حماس این روزها در تنگنایی سخت به سر می برد، تنگنایی که باعث شده تا انتخاب های بسیار سختی پیش رو داشته باشد در حالی که هر کدام از این انتخاب ها می تواند سختی های بسیاری را در سایه محاصره تنگ حلقه اسرائیلی در غزه و بحران مالی شدید آن برایش به وجود آورد.
جنگ سوریه بیش از دو سال و دو ماه است که طول کشیده و بیش از پیش پیچیده شده و همین دلیل اصلی تنگنایی است که حماس در آن گرفتار شده است، برای این که این بحران این جنبش را در وضعیتی کاملا مغایر با گذشته قرار داده است.
حماس در گذشته جایگاه ویژ ه ای در محور مقاومت داشت، از حمایت های مالی و نظامی و سیاسی اعضای این محور برخوردار بود و این مساله سبب شده بود تا جایگاه ویژه ای داشته باشد، اما با آغاز تحولات سوریه و مطرح شدن این موضوع که باید به حقوق بشر احترام گذاشته شود، رهبران جنبش حماس مجبور شدند یکی از دو جبهه را برگزینند، ایستادن در کنار نظام بشار اسد و حفظ بقای خود زیر سایه آن یا وارد شدن به خندق مخالفان و کوبیدن بر طبل رفتن بشار اسد از قدرت.
رهبران جنبش حماس به ریاست خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی آن ترجیح دادند که از دمشق بروند و به جبهه سنی های بینادگرا بپیوندند، همان جبهه ای که شیخ یوسف القرضای، رئیس جمعیت علمای مسلمین و جنبش اخوان المسلمین رهبر معنوی آن محسوب می شود.
روشن بود که رهبران حماس احتمال می دادند که حکومت سوریه ظرف چند هفته سقوط کند، یا این که نهایتا چند ماه بعد از تحولات تونس و مصر و لیبی به همان ترتیب این حکومت نیز تغییر کند، اما پایداری اش برای بیش از دو سال شگفت آور است، همان طور که بسیاری از نهادهای عربی و غربی را نیز شگفت زده کرده است.
رویگردانی حماس به جبهه سنی که رهبری آن را عربستان سعودی، قطر و ترکیه بر عهده دارند باعث شده تا روابط حماس با محور سوری ایرانی که منبع اصلی تامین مالی و نظامی آن طی حداقل دو دهه گذشته بودند، قطع شود و روابطش با هم پیمان استراتژیکش حزب الله در لبنان نیز به هاله ای از ابهام فرو رود، حتی در داخل غزه نیز اختلافات بر سر این موضوع بالا گرفته و از بسیاری از منابع آموزشی و تسلیحاتی حماس قطع شده است.
درگیری های اخیر القصیر که در آن ارتش سوریه با کمک اساسی مبارزان حزب الله به پیروزی رسید، باعث شد تا جنبش حماس از لاک سکوتش خارج شود و به دیپلماسی تهاجمی اش این بار علیه هم پیمانان سابقش تمسک بجوید، این مساله به روشنی در بیانیه ای که این جبنش روز دوشنبه 17 ژوئن منتشر کرد، دیده می شود.
در این بیانیه حماس به شدت به حزب الله بر سر حضورش در سوریه تاخت و از این که در شهر القصیر در کنار ارتش سوریه جنگید، انتقاد کرد و خواستار خروج فوری نیروهای حزب الله از سرزمین سوریه شد.
شاید بارزترین نکته در این بیانیه این بود که حماس پیش بینی کرده است که حضور حزب الله در القصیر باعث می شود تا قطب بندی های طایفه ای در منطقه افزایش یابد. در حالی که این مساله نزد هم پیمانان حماس این گونه به آن پاسخ داده می شود که گویا این جنبش فراموش کرده در حالی که خود یک جریان سنی است در خاک خود به آن پناه داده بودند بدون این که منطق یا رویکرد طایفه ای نسبت به آن داشته باشند.
توجه به این نکته الزامی است که بیانیه جنبش حماس با اظهارات شدید اللحن شیخ یوسف قرضاوی، رئیس هیئت علمای مسلمین که اخیرا نشستی را نیز در قاهره ترتیب داده بود و شماری از علمای سنی مختلف جهان عرب و جهان اسلامی را گرد هم آورده بود و آنها نیز در بیانیه نهایی خود ضمن اعلام جهاد در سوریه خواستار سقوط نظام حاکم شده بودند، هم زمان شده است.
همان طور که جنبش اخوان المسلمین در مصر نیز از این اعلام جهاد حمایت کرد و محمد مرسی، رئیس جمهوری مصر اعلام کرد که همه روابط دیپلماتیک قاهره را با حکومت سوریه قطع می کند و سفارت سوریه در قاهره را تعطیل خواهد کرد و نماینده حافظ منافع مصر در دمشق را نیز فرا خواهد خواند.
روشن است که جنبش حماس کار را یکسره کرده و تصمیم گرفته که روابط خود را با همه هم پیمانان قدیمی اش قطع کند و به جبهه موسوم به "اعتدال" که در حقیقت جبهه ای نزدیک به امریکا است، بپیوندد.
از این رو دیگر هر گونه رد هم پیمانی با امریکا از سوی این جنبش نیز مشکوک و شبهه دار محسوب می شود حتی اگر این نفی واقعی باشد. به ویژه که دشمنان بسیاری هستند که منتظرند حماس این خطا را مرتکب شود.
جنبش حماس اگر توانست قدرتی بگیرد و جایگاه مردمی اش تقویت شود تنها به این دلیل بود که در جبهه مقاومت و ممانعت ایستاده بود، در حالی که حکومت خودگردان فلسطینی خود را در جبهه سنتی امریکا قرار داده است.
به نظر می رسد که این ویژگی در حال از بین رفتن است و طرف معادله فلسطینی دیگر در آغوش همان اعتدال عربی که مورد حمایت امریکا قرار دارد، خلاصه می شود./دیپلماسی ایرانی